جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران؛ ۷ راهکار برای عبور از تحریم‌ها

جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران؛ ۷ راهکار برای عبور از تحریم‌ها

یادداشت اقتصادی ـ امیرحسین تقی‌پور

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، بامداد پنجشنبه گذشته از اجرای آنچه خود «خردکننده‌ترین عملیات اقتصادی» علیه یک کشور توصیف کرده است، علیه ایران خبر داد؛ اقدامی که محورهایی مانند محدودسازی صادرات نفت، قطع یا محدود کردن کانال‌های ارزی، فشار بر صرافی‌ها، محدودیت ثبت کشتی‌ها و برخورد با شرکت‌های صوری را دربرمی‌گیرد.

لازم به ذکر است فارغ از اینکه این تهدیدها تا چه‌اندازه در عمل قابلیت اجرا دارند، یک واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت: ایران وارد مرحله تازه‌ای از فشار اقتصادی شده است؛ مرحله‌ای که در آن، اقتصاد بیش از گذشته به یکی از اصلی‌ترین میدان‌های تقابل ایران و آمریکا تبدیل خواهد شد.

اما سؤال اصلی این است؛ آیا تشدید فشار اقتصادی می‌تواند اقتصاد ایران را به نقطه تسلیم برساند؟

تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که پاسخ به این سؤال چندان ساده نیست، ایران سال‌هاست با تحریم، محدودیت‌های مالی و بانکی، دشواری در فروش نفت و موانع تجارت خارجی مواجه است و در این مدت، سازوکارهای متعددی برای تطبیق با این شرایط ایجاد کرده است.

از طرف دیگر، اقتصاد ایران اگرچه در برابر تحریم‌ها آسیب‌پذیر است، اما ظرفیت‌هایی برای دور زدن محدودیت‌ها و تغییر مسیر تجارت خارجی نیز دارد، به همین دلیل، تصور اینکه صرفاً با افزایش فشار اقتصادی می‌توان اقتصاد ایران را از کار انداخت، با واقعیت‌های موجود فاصله دارد،

البته این به‌معنای کم‌اهمیت بودن تهدید جدید نیست، به‌عکس، اگر فشارهای جدید آمریکا بتواند همزمان صادرات نفت، درآمدهای ارزی، تجارت خارجی و مسیرهای انتقال پول را هدف قرار دهد، هزینه‌های قابل‌توجهی به اقتصاد ایران تحمیل خواهد کرد،

بنابراین، مسئله اصلی برای سیاستگذار این نیست که آیا تحریم‌ها اثر دارند یا نه؛ بلکه این است که چگونه می‌توان میزان آسیب‌پذیری اقتصاد ایران را کاهش داد.

مقاومت اقتصادی نباید به‌معنای تحمل صرف باشد

به‌اعتقاد من، نخستین گام، بازتعریف مفهوم «مقاومت اقتصادی» است. مقاومت اقتصادی نباید صرفاً به این معنا باشد که اقتصاد در برابر فشار خارجی دوام بیاورد. اگر قرار باشد تحریم‌ها هر بار بهانه‌ای برای تعویق اصلاحات اقتصادی شوند، در نهایت هزینه اصلی را مردم و تولیدکننده پرداخت خواهند کرد.

این شرایط می‌تواند فرصتی برای اصلاح بخشی از مشکلات ساختاری اقتصاد باشد؛ از نظام بانکی و سیاست‌های ارزی گرفته تا نظام مالیاتی، یارانه‌ها و مدیریت واردات. اقتصادی که از درون اصلاح شده باشد، طبیعتاً در برابر فشار خارجی نیز مقاوم‌تر خواهد بود.

وابستگی تجاری باید کاهش پیدا کند

یکی دیگر از درس‌های شرایط فعلی، ضرورت تنوع‌بخشی به شرکای تجاری است. اگر بخش قابل‌توجهی از تأمین کالا یا تجارت خارجی کشور به تعداد محدودی از کشورها وابسته باشد، هرگونه تغییر در سیاست آنها می‌تواند به یک شوک اقتصادی تبدیل شود، به‌عنوان مثال امارات متحده عربی، بزرگترین تأمین‌کننده کالاهای اساسی ایران، در روزهای اخیر مبادلات خود را متوقف کرده است، این زنگ خطر، ضرورت گسترش روابط تجاری با کشورهای همسایه و شرق آسیا را دوچندان می‌کند،

بنابراین ایران باید روابط تجاری خود را با کشورهای همسایه، آسیای مرکزی، شرق آسیا و سایر اقتصادهای نوظهور گسترش دهد، در این میان، فعال‌سازی واقعی کریدورهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب می‌تواند اهمیت زیادی داشته باشد. در شرایط جنگ اقتصادی، مسیرهای تجارت خارجی خود به یک ابزار قدرت تبدیل می‌شوند.

استقلال مالی، دیگر یک انتخاب نیست

یکی از مهم‌ترین نقاط آسیب‌پذیری اقتصاد ایران، وابستگی به شبکه‌های مالی تحت سلطه غرب است، به همین دلیل، توسعه سازوکارهای پرداخت جایگزین باید با سرعت بیشتری دنبال شود. استفاده از ارزهای ملی در مبادلات دوجانبه، توسعه پیمان‌های پولی، استفاده از زیرساخت‌های پرداخت کشورهایی مانند چین و گسترش روش‌های نوین انتقال منابع مالی، می‌تواند بخشی از فشار تحریم‌ها را کاهش دهد.

فروش نفت به ارزهای ملی، به‌کارگیری ارزهای دیجیتال در تراکنش‌های فرامرزی و استفاده حداکثری از سامانه پرداخت یوان (CIPS) که جایگزینی برای سوئیفت محسوب می‌شود؛ از ضرورت‌های فوری است، استقلال مالی، نه یک شعار که یک الزام راهبردی است.

مناطق آزاد می‌توانند نقش مهم‌تری ایفا کنند

مناطق آزاد و ویژه اقتصادی نیز در شرایط فعلی می‌توانند از یک ظرفیت بالقوه به یک ابزار واقعی برای تجارت خارجی تبدیل شوند. تسهیل مقررات، کاهش بروکراسی، ایجاد مشوق برای سرمایه‌گذاری و استفاده هدفمند از این مناطق برای تأمین کالاهای موردنیاز کشور، می‌تواند بخشی از محدودیت‌های ناشی از تحریم را خنثی کند،

البته این اتفاق تنها زمانی رخ می‌دهد که مناطق آزاد از فلسفه اصلی خود فاصله نگیرند و به‌جای آنکه صرفاً محلی برای فعالیت‌های محدود تجاری باشند، به بخشی از راهبرد تجارت خارجی کشور تبدیل شوند.

تولید داخلی؛ مهم‌تر از همیشه

در شرایط تشدید فشار خارجی، امنیت اقتصادی مردم بیش از هر چیز به توان تولید داخل وابسته می‌شود. در حوزه‌هایی مانند دارو، غذا و انرژی، نمی‌توان امنیت کشور را به واردات وابسته کرد، این به‌معنای قطع واردات نیست؛ بلکه به این معناست که برای کالاهای حیاتی، باید حد مشخصی از ظرفیت تولید داخلی وجود داشته باشد تا در زمان بحران، اقتصاد با کمبود جدی مواجه نشود،

در این بخش، سیاستگذار باید میان «حمایت از تولید» و «حمایت غیرهدفمند از بنگاه‌های ناکارآمد» تفاوت قائل شود. حمایت باید به افزایش بهره‌وری، سرمایه‌گذاری و رقابت‌پذیری منجر شود، نه اینکه صرفاً هزینه تولید را به بودجه عمومی منتقل کند.

دیپلماسی اقتصادی را نباید فراموش کرد

کنار دیپلماسی سیاسی، دیپلماسی اقتصادی نیز اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. ایران باید تلاش کند روابط اقتصادی خود را با کشورهای منطقه و شرکای تجاری حتی در شرایط بحران حفظ و تقویت کند. هر کشوری که حاضر به ادامه تجارت با ایران باشد، صرفاً یک شریک تجاری نیست؛ بلکه بخشی از ظرفیت تاب‌آوری اقتصاد کشور محسوب می‌شود،

در چنین شرایطی کشورهایی چون چین، پاکستان، قطر و مصر در تلاش برای میانجیگری هستند، ایران باید از این فضا برای تشریح بی‌تأثیری جنگ اقتصادی و جلب همراهی جامعه جهانی بهره گیرد.

باید برای یک جنگ فرسایشی آماده باشیم

یکی از اشتباهات جدی در سیاستگذاری اقتصادی این است که تصور کنیم هر بحران اقتصادی قرار است در مدت کوتاهی پایان پیدا کند. اگر فشارهای جدید آمریکا ادامه‌دار باشد، اقتصاد ایران باید خود را برای یک دوره فرسایشی آماده کند، این به‌معنای انتقال تمام هزینه‌ها به مردم نیست؛ بلکه اتفاقاً به این معناست که سیاستگذار باید صادقانه درباره شرایط موجود صحبت کند و همزمان با کنترل تورم، حفظ جریان کالا و جلوگیری از بی‌ثباتی بازارها، هزینه‌های این دوره را مدیریت کند.

در جنگ اقتصادی، اعتماد عمومی خود یک دارایی اقتصادی است، اگر مردم نسبت به آینده اقتصاد اطمینان داشته باشند، مدیریت بحران بسیار آسان‌تر خواهد بود.

جنگ اقتصادی می‌تواند به فرصتی برای اصلاحات تبدیل شود

در نهایت، به‌نظر می رسد تهدیدهای جدید آمریکا را نباید صرفاً از زاویه فشار و تهدید دید، این وضعیت، کنار همه هزینه‌هایی که ایجاد می‌کند، می‌تواند یک فرصت برای بازنگری در ساختار اقتصاد ایران نیز باشد. اقتصاد ایران طی چهار دهه گذشته نشان داده است که ظرفیت تطبیق با فشارهای خارجی را دارد؛ اما ادامه این مسیر بدون اصلاحات داخلی، هزینه‌های زیادی به کشور تحمیل خواهد کرد.

اکنون بیش از هر زمان دیگری به یک نقشه راه مشخص نیاز داریم؛ نقشه‌ای که در آن تولید داخلی، تنوع‌بخشی به شرکای تجاری، استقلال مالی، توسعه کریدورهای تجاری، اصلاح ساختارهای اقتصادی و دیپلماسی فعال کنار یکدیگر قرار گیرند.

جنگ اقتصادی تازه‌ای در حال شکل‌گیری است، اما نتیجه آن صرفاً در واشنگتن تعیین نمی‌شود، بخش مهمی از این نتیجه به تصمیم‌هایی بستگی دارد که امروز در تهران گرفته می‌شود، اگر قرار است از این مرحله عبور کنیم، نباید فقط منتظر پایان فشارهای خارجی بمانیم؛ باید اقتصاد ایران را به‌گونه‌ای اصلاح کنیم که کمتر از گذشته به تحولات بیرونی وابسته و در برابر شوک‌های خارجی مقاوم‌تر باشد.

انتهای پیام/+

۲۰۲۶-۰۸-۲۶ ۲۲:۵۱:۴۲ اخبار اقتصادی

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.