گروه دانشگاه خبرگزاری صابرین نیوز-زینب امیدی: موضوع مهاجرت اعضای هیئت علمی و کاهش نیروهای نخبه در دانشگاههای کشور، این روزها به یکی از دغدغههای جدی در حوزه آموزش عالی تبدیل شده است. آمارهای متفاوت و بعضاً اغراق شده از مهاجرتها، همراه با رشد چالشهای اقتصادی و اجتماعی، زنگ خطر بزرگی برای آینده علمی کشور به صدا درآورده است. در حالی که سیاستهایی نظیر برداشتن سقف حقوق و معافیتهای مالیاتی برای بهبود وضعیت معیشتی اعضای هیئت علمی در دستور کار قرار گرفته، سؤال اصلی اینجاست که آیا این اقدامات توانستهاند انگیزه لازم برای ماندگاری اساتید در دانشگاههای کشور را فراهم کنند؟
چالشهای معیشتی، از جمله حقوق ناکافی، بار مالیاتی و مشکلاتی نظیر تأمین مسکن، در کنار نبود شایستهسالاری و فرصتهای بهتر در محیطهای علمی بینالمللی، باعث شدهاند تا بخشی از اعضای هیئت علمی جوان و نخبه به دنبال فرصتهای بهتری در خارج از کشور باشند. در چنین شرایطی، این پرسش اساسی مطرح میشود که چگونه میتوان با سیاستهای مؤثرتر، ضمن ارتقای رضایت اعضای هیئت علمی، جایگاه علمی دانشگاههای کشور را در رقابت بینالمللی حفظ کرد؟
برای بررسی این مسائل به سراغ حسین نصیری مدیر گروه آموزش عالی مرکز پژوهشهای مجلس رفتیم. این مصاحبه قصد دارد ضمن بررسی دقیق آمارهای موجود، به ابعاد مختلف این چالش پرداخته و اثر سیاستهای اقتصادی، معیشتی و مدیریتی بر جلوگیری از مهاجرت اساتید دانشگاهها را تحلیل کند.
*میانگین کشوری در خصوص مهاجرت 25 درصدی اساتید صحیح نیست
صابرین نیوز: آمارهای مختلفی درباره مهاجرت اعضای هیئت علمی منتشر شده است. آذرماه امسال وزیر علوم خبری را مبنی بر مهاجرت 25 درصدی اعضای هیئت علمی دانشگاهها بازگو کرد که حواشی زیادی به همراه داشت. آیا شما این آمارها را دقیق و معتبر میدانید؟ وضعیت واقعی چگونه است؟ چه عواملی را میتوان به عنوان دلایل اصلی مهاجرت اعضای هیئت علمی به خارج از کشور معرفی کرد؟ آیا مهاجرت اعضای هیئت علمی محدود به گروه یا دانشگاه خاصی است یا در سطح گستردهتری اتفاق افتاده است؟
نصیری: به نظر من این آمار صحیح نیست. ممکن است یک بخشی از واقعیت باشد که مثلاً در یک دانشکده یا دانشگاه خاص چنین اتفاقی رخ داده باشد. اما میانگین کشوری به هیچ عنوان 25 درصد نیست. چنین امکانی وجود ندارد. براساس اخباری که داریم و دادههایی که بررسی کردهایم، چنین چیزی اصلاً قابلپذیرش نیست. شاید مثلاً در یک گروه خاص، مثل گروه کامپیوتر در یک دانشگاه، این اتفاق رخ داده باشد. مثلاً در یک دانشکده، از 10 نفر فرضاً 4 نفر مهاجرت کرده باشند، که این میشود 40 درصد، اما اینکه میانگین کل کشور این مقدار باشد، کاملاً بعید است. همچنین وزیرعلوم پس از این اظهارات یک توضیح یا ابهامزدایی هم کرده بودند.
صابرین نیوز: به عقیده شما برداشته شدن سقف حقوق اعضای هیئت علمی تا چه حد میتواند روند مهاجرت را کند و یا کاهش دهد؟
نصیری: مسائل اقتصادی، یکی از عوامل مهم مهاجرت محسوب میشود. میتوان گفت در میان ده عامل تأثیرگذار، مسائل اقتصادی جزو اولین یا دومین عامل است. بخصوص اساتید جوان، یعنی استادیاران تازهاستخدام، فشار بیشتری را به خاطر مسائل اقتصادی تحمل میکنند. این به دلیل مشکلاتی مثل اجاره مسکن، شروع زندگی و امثال اینهاست.
در مورد سیاست سقف حقوق، اقداماتی که دولت و مجلس انجام دادهاند، برای حل مشکلات استادیاران جوان تأثیر چندانی ندارد، چراکه این بحث شامل تعداد بسیار محدودی از افراد میشود. اگرچه در علوم پزشکی این موضوع تا حدی معنا پیدا میکند، چون تعداد بیشتری را شامل میشود، اما در دانشگاههای غیر علوم پزشکی، تعداد بسیار محدودی هستند که مدیریتها یا درآمدهای بالایی دارند و ممکن است سقف حقوق به اینها مربوط شود. این هم شامل افرادی با پایههای بالای حقوق و رتبه و سمتهای مشخص مثل استاد تمامی دانشگاه است. بنابراین برای بدنه وزارت علوم و استادیاران جوان، این مصوبه تأثیر چندانی ندارد.
* استادیاران جوان، قربانیان اصلی مشکلات اقتصادی
برای مثال، اکثر استادیاران جوان حقوقی در بازه 20 تا 25 میلیون تومان دریافت میکنند. این عدد حتی نزدیک به سقف حقوق هم نیست. اینطور نیست که همه اساتید دانشگاه دریافتیشان به سقف برسد. این مسئله بیشتر برای تعداد محدودی از اساتید باتجربهتر است و حتی شاید در علوم پزشکی تأثیر بیشتری داشته باشد. در مورد مجلس هم، آنها در قانون بودجه تصمیم گرفتند سقف حقوق را بردارند. این شاید خبر خوبی باشد، اما همانطور که اشاره کردم، مشکل اصلی استادیاران جوان همچنان باقی میماند. نکته دیگر بحث مالیات پلکانی است، که برای اساتید با درآمد پایین، تأثیر ملموسی دارد.
*افزایش سقف معافیت مالی اعضای هیئت علمی از 12 میلیون به 24 میلیون در سال آینده
صابرین نیوز: تأثیر معافیت مالیاتی در آینده را در بهبود وضعیت مالی اعضای هیئت علمی چگونه ارزیابی میکنید؟ و اینکه سقف این قانون در حال حاضر برای اساتید چقدر است؟
نصیری: این قانون جدید برای سال آینده اجرا میشود. امسال تا سقف 12 میلیون تومان معاف از مالیات بودند، اما سال آینده تا 24 میلیون تومان درآمد از مالیات معاف خواهد بود. یعنی برای استادیاری که درآمد 25 میلیونی داشته باشد مشمول مالیات است. با اجرای این قانون حجم مالیات کاهش پیدا میکند و این کمک محسوب میشود. تأثیر اصلی این تغییرات مالیاتی بیشتر بر اقشار دارای درآمدهای پایینتر خواهد بود، زیرا برای آنها کاهش مالیات محسوستر است.
اما نکته مهمی که در مورد مهاجرت باید عرض کنم این است که فرآیندهای مهاجرت اعضای هیئت علمی همیشه کاملاً سازمانیافته نیستند. یعنی همه مهاجرتها از یک مسیر مشخص و قابلردیابی انجام نمیشوند. بهعنوان مثال، برخی اعضای هیئت علمی ممکن است بهصورت فرصت مطالعاتی از کشور خارج شوند و دیگر برنگردند. برخی دیگر مرخصی بلندمدت میگیرند، یا حتی از مزایای بازنشستگی استفاده میکنند و کشور را ترک میکنند.
* فراتر از حقوق؛ توجه و ارزشگذاری اجتماعی، انگیزهبخش اصلی اعضای هیئت علمی
حالا سوال اصلی این است که آیا سیاستهایی همچون برداشتن سقف حقوق یا معافیتهای مالیاتی میتواند این روند را کاهش دهد؟ آیا این تغییرات انگیزه کافی ایجاد میکنند؟ باید به شما بگویم بله، ممکن است تأثیرگذار باشند؛ ولی واقعیت این است که چنین تغییراتی شاید عددی بزرگی از کاهشها را نشان ندهد. اینکه مثلاً اگر یک نفر کمتر برود، آیا این خودش به معنای کاهش چشمگیر است؟ خیر. اما در هر صورت، این سیاستها بهنوعی میتوانند پیام مثبتی برای اعضای هیئت علمی داشته باشند و باعث افزایش انگیزه کاری آنها شوند.
مهم است که اعضای هیئت علمی حس ارزشگذاری بیشتری دریافت کنند. اینکه به این افراد پیامهای امیدبخش و حمایتگرانه منتقل شود، بسیار تأثیرگذار است. مثالی هم در این زمینه وجود دارد. یا مثلاً وقتی یک دانشجوی من میبیند برایش اهمیتی قائل میشوند، این میتواند از دلنگرانیهای اقتصادی او بکاهد و دلگرمی ایجاد کند.
صابرین نیوز: کشورهای منطقه سالهاست که جذب نخبگان علمی ایران را هدفگذاری کردهاند. آیا سیاستهای جذب نخبگان در ایران توان رقابت با این کشورها را دارد؟ از نظر شما، دانشگاهها و مراکز علمی ما تا چه میزان در ایجاد انگیزه برای اعضای هیئت علمی موفق بودهاند؟ آیا کاهش حقوق اعضای هیئت علمی نسبت به استاندارد جهانی باعث شده که کشور در رقابت منطقهای در جذب و حفظ نخبگان دچار مشکل شود؟
نصیری: مساله پایین بودن حقوق اعضای هیئت علمی همچنان یکی از چالشهای جدی است. الان به وضوح اعضایی داریم که حتی در هفتۀ نصف وقت خودشان، برای تأمین نیازهای مالیشان، در شهرهای دیگر یا حتی کشورهای منطقه مشغول به تدریس هستند هرچند در حال حاضر تعدادشان کم است؛ اما این موضوع ناشی از حقوق پایین و عدم تطابق آن با زحمات و شان علمی آنها است.
واقعیت این است که اعضای هیئت علمی ما، بهخصوص در مقایسه با کشورهای منطقه، حقوق و مزایای کافی دریافت نمیکنند. برای همین، گاهی مجبورند خارج از کشور مشغول به کار شوند یا برای تأمین نیازهای پژوهشی و هزینههای زندگی، به دنبال فرصتهای دیگری باشند. از سوی دیگر، البته باید توجه داشت که این موضوع فراگیر نیست و تعداد زیادی از اعضای هیئت علمی همچنان در کشور حضور دارند و با وجود همه مشکلات، به کار خود ادامه میدهند.
اگر بخواهیم از زاویه اجتماعی به موضوع نگاه کنیم، لازم است به این قشر توجه بیشتری شود. بهویژه آن دسته از اعضایی که در کنار آموزش، در حوزههایی مثل فناوری، حل مسئله و پروژههای مشارکتی فعالیت دارند و نقش پررنگتری ایفا میکنند. این افراد نیاز به حمایت بیشتری دارند و شایسته است سیاستهایی مانند شایستهسالاری برای آنها اجرایی شود.
*کاهش نگرانکننده درخواست جذب اعضای هیئت علمی در برخی رشتهها/سرمایهگذاری کشورهای منطقه بر روی اساتید دانشگاهی
نکتهای که نباید فراموش شود این است که در شرایط رقابت علمی و بینالمللی، حفظ اعضای هیئت علمی توانمند و نخبه برای دانشگاهها از اولویتهای بسیار مهم است. این رقابت اکنون در منطقه بسیار شدید شده است. مثلاً ایران که تا چند سال گذشته در منطقه رتبه اول علمی را داشت، اکنون به رتبه دوم سقوط کرده است و کشورهای دیگر مثل عربستان سرمایهگذاریهای چشمگیری روی جذب اعضای علمی انجام دادهاند. در برخی رشتهها که بنا به دلایلی نام آنها را نمیبرم، حتی تعداد درخواستهای جذب اعضای هیئت علمی در ایران به طرز نگرانکنندهای کاهش یافته است.
صابرین نیوز: یکی از چالشهای دیگر اعضای هیئت علمی، تأمین مسکن و امنیت شغلی است. چه پیشنهاداتی برای رفع این مشکلات وجود دارد؟ چه اقداماتی باید صورت گیرد تا شرایط مناسبی برای ماندگاری اعضای هیئت علمی در کشور فراهم شود؟
* تأمین مسکن؛ حلقه مفقوده در حل مشکلات اعضای هیئت علمی
نصیری: یکی دیگر از مسائلی که تأثیر مستقیم بر شرایط اعضای هیئت علمی دارد، بحث مسکن است. حتی اگر حقوق افزایش قابلملاحظهای پیدا کند، تا زمانی که مسئله مسکن اساتید حل نشود، مشکلات جدی باقی خواهد ماند. مثلاً استادیاری که 40 میلیون حقوق میگیرد ولی هنوز مسکن شخصی ندارد یا مجبور است ساعتها برای رفت و آمد بین شهرها وقت بگذارد، نمیتواند بهطور موثر روی پژوهش و آموزش تمرکز کند. نمونهای از این مشکل را یکی از مراکز پژوهشی معتبر کشور نقل کرده است که یکی از اساتید ریاضی به خاطر نداشتن مسکن مناسب در تهران، مجبور شده به کرج نقل مکان کند.
جمعبندی این است که اگر میخواهیم وضعیت اعضای هیئت علمی بهبود پیدا کند و از مهاجرت نخبگان جلوگیری شود، باید روی برنامههایی متمرکز شویم که بلندمدت هستند و بهطور اساسی مشکلاتی مثل مسکن، حقوق و توجه اجتماعی به جایگاه علمی آنان را حل کند. این مسائل در کنار شایستهسالاری و تشویقهای حمایتی میتواند وضعیت دانشگاهها و خروجی علمی کشور را بهبود دهد و جایگاه ایران را در رقابتهای منطقه و جهان حفظ کند.
انتهای پیام/