جبهه پایداری: حفظ انسجام و ارتقای روحیه ملی سرمایهای راهبردی است
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، جبهه پایداری انقلاب اسلامی به منظور روشنگری در خصوص برخی تحرکات مشکوک که در قالب صدور بعضی بیانیهها و اظهارات سیاسی و اقتصادی صورت میگیرد، بیانیهای صادر کرد.
در این بیانیه آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
با گذشت بیش از ۵ ماه از آغاز جنگ تحمیلی سوم و شکست مفتضحانه آمریکا و رژیم صهیونسیتی در این جنگ و گرفتار شدن اقتصاد کشورهای متجاوز و همپیمانان آنها در تنگه هرمز، شاهد آن هستیم که جریان همسو و طرفدار غرب در داخل کشور برای نجات اربابان خود دست به کار شده و در حالی که آمریکا و صهیونیستها آغازگر این تجاوز و جنایت به ایران بودهاند، از نگاه اینان باز هم این نظام مظلوم جمهوری اسلامی و ملت انقلابی ایران است که متهم اصلی است و به جای مطالبه انتقام از قاتلین امام شهید، فرماندهان، کودکان میناب و دیگر هموطنان شهید، مردم مبعوث و نظام متهم به تندروی شده و مورد سوال قرار میگیرند که چرا بهاندازه کافی خویشتندار، آرام، مؤدب و دیپلماتیک رفتار نمیکند! در جهان موازی دلدادگان به آمریکا، حتی جنایات جنگی آمریکاییها نیز نوعی پیام دیپلماتیک هستند که ملت رشید و مقاوم ایران نه با مقاومت بلکه باید با لبخند، سعه صدر و مراقبت از تصویر بینالمللی خود به آنها پاسخ بدهد.
لذا جبهه پایداری انقلاب اسلامی ایران در خصوص برخی تحرکات مشکوک جریان غربگرا در عرصه سیاسی و اقتصادی کشور نکاتی را با ملت عزیز و رشید ایران اسلامی درمیان میگذارد:
1ـ جریانی که از زمان آغاز جنگ تحمیلی سوم تا امروز به دلیل اینکه با مواضع خود حافظ منافع آمریکا در ایران بوده و حاضر نشده برای مطالبه محاکمه متجاوزان آمریکایی به ایران کوچکترین قدمی بردارد، حتی در مقابل عهدشکنی دولت آمریکا نسبت به متن تفاهمنامهای که این جریان تلاش میکند همچون برجام به یک متن مقدس تبدیلش کند نیز سکوت اختیار کرده، باز هم در اظهارات فاقد هرگونه منطقشان، این ایران و ایرانیان هستند که باید در جهان موازی اینان محاکمه شوند.
۲- این روزها شاهدیم جریانی که به طور عملی دفتر نمایندگی حفظ منافع آمریکا در ایران هستند، در حالی که با گذشت ۶۰ روز از امضای تفاهمنامه میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا میگذرد و آمریکا رسماً اعلام خروج از آن را اعلام داشته است، چنان از «صیانت از تفاهمنامه» در فضای سیاسی ایران سخن میگویند که در گذشته نیز پس از خروج آمریکا از برجام با همین دست فرمان کشور را گرفتار تبعات حقوقی بعدی کردند و امروز نیز در حالی تلاش میکنند تا تفاهمنامه را به صورت یک طرفه به یک دستاورد واجبالحفظ تبدیل کنند و بدون پاسخگویی نسبت به تعهدات بر زمین مانده آن، با هوچیگری سیاسی هرکسی را که درباره نتیجه، هزینه و یا تعهدات انجام نشده آن سؤال و نقدی را مطرح کند، با برچسب رادیکالیسم، دشمن صلح، تندرو و همکار اسرائیل معرفی کنند.
تبدیل مسائل پیچیدهای مانند امنیت، بازدارندگی، مذاکره و صلح به دوگانههای سادهای همچون «جنگطلبی و صلحطلبی» از سوی این جریان که برخلاف سوابق سیاسیاش امروز داعیهدار مخالفت با رادیکالیسم شده است، خودش نوعی رادیکالیسم سیاسی است؛ به ویژه آنجایی که تقویت قدرت دفاعی و ایستادگی در برابر تهدید خارجی را در نقطه مقابل صلحخواهی و تحت عنوان جنگطلبی قرار داده است.
3ـ این جریان با نفوذ فکری در مراجع تصمیمگیری و اجرایی کشور تلاش میکند تا با فرافکنیهای سیاسی، تورم را صرفاً محصول مقاومت ملت ایران جا بزند که گویی پیش از ۹ اسفندماه هیچ مشکل اقتصادی و معیشتی وجود خارجی نداشته و این مردم مظلوم و در عین حال مقاوم ایران، اعداد و ارقام تورم طی ماههای پیش از شروع جنگ را فراموش کردهاند.
ما در شرایطی که کشور با پیامدهای طبیعی جنگ، فشارهای خارجی و دشواریهای اقتصادی مواجه است، بیش از هر زمان دیگری به صداقت، واقعبینی، مسئولیتپذیری و امیدآفرینی نیاز داریم. امیدآفرینی به معنای انکار مشکلات نیست؛ همانگونه که نقد سیاستهای دولت به معنای تضعیف کشور و دشمنی با دولت نیست. اتفاقاً در شرایط جنگی، باید مسائل را دقیقتر از همیشه فهمید و درباره آنها صریحتر سخن گفت. آنچه به کشور آسیب میزند، نه نقد کارشناسی، بلکه سیاهنمایی، نسبت دادن همه مشکلات به جنگ و القای این تصور است که هیچ راهی برای مدیریت شرایط کشور جز وادادن وجود ندارد.
4ـ کسانی که آگاهانه یا از سر بیدقتی، تصویری از کشور ارائه میکنند که در آن مردم گرفتارند، اقتصاد از کار افتاده، دولت هیچ ابزاری در اختیار ندارد و هیچ راهی جز تسلیم شدن در برابر شرایط باقی نمانده است، باید بدانند که چنین ادبیاتی فقط یک تحلیل اقتصادی نیست؛ بلکه ارسال پالس ضعف به بیرون و تضعیف روحیه جامعه در داخل است و بدیهی است تضعیف روحیه مردم نیز میتواند دشمن را نسبت به ادامه فشار و حتی تکرار حملات امیدوارتر و جسورتر کند.
در اینجا البته باید میان «نقد» و «یأسآفرینی» تفاوت گذاشت. نقد سیاستهای غلط اقتصادی نه تنها مذموم نیست، بلکه ضروری است اما اینکه هر مشکل اقتصادی به جنگ نسبت داده شود، هم به مردم آدرس غلط میدهد و هم امکان اصلاح سیاستهای داخلی را از بین میبرد.
۵- واقعیتهای آماری نشان میدهد که بخش مهمی از مسیر افزایش تورم، پیش از جنگ آغاز شده بود. در شهریور ۱۴۰۳، زمانی که دولت چهاردهم مسئولیت را تحویل گرفت، تورم نقطه به نقطه بر اساس دادههای مرکز آمار ایران ۳۱.۲ درصد بود. این رقم حتی نسبت به مردادماه نیز ۰.۴ واحد درصد کاهش یافته بود. تا دیماه ۱۴۰۳ نیز هنوز ثبات حاکم بود و تورم نقطه به نقطه به ۳۱.۸ درصد رسید؛ اما پس از آن، روند افزایش تورم شتاب گرفت.
نکته مهم این است که در آن مقطع، هنوز خبری از جنگی که بعدها رخ داد وجود نداشت. در همان دوره، تحولات بازار ارز و تغییرات سیاست ارزی، از عوامل مهم افزایش فشار تورمی بودند. حتی در گزارش رسمی بانک مرکزی نیز تصریح شده است که روند نزولی تورم تا آذر ۱۴۰۳ ادامه داشت، اما تحولات بازار ارز در فصل پایانی سال ۱۴۰۳ با افزایش تورم همراه شد. بنابراین نمیتوان با یک تحلیل سادهانگارانه گفت «تورم نتیجه جنگ است» و پرونده آن را بست. جنگ قطعاً هزینه دارد؛ نااطمینانی ایجاد میکند، بر تجارت خارجی اثر میگذارد، هزینه مبادلات را بالا میبرد، ممکن است درآمدهای ارزی را تحت فشار قرار دهد و بر انتظارات تورمی اثر بگذارد.
هیچ اقتصاددانی این آثار را انکار نمیکند، اما زمانبندی تحولات اقتصادی اهمیت دارد. اگر موتور افزایش تورم ماهها پیش از جنگ روشن شده باشد، اگر جهشهای ارزی پیش از جنگ اتفاق افتاده باشد و اگر بخش قابل توجهی از فشار قیمتی محصول سیاستهای اقتصادی داخلی باشد، نسبت دادن تمام مشکلات به جنگ، چیزی جز پاک کردن صورت مسئله نیست.
آمار تورم بهمن ۱۴۰۴ یعنی حدود یک ماه قبل از جنگ اخیر نیز عمق این بحران را نشان میدهد که مرکز آمار تورم نقطه به نقطه را ۶۸.۱ درصد اعلام کرد و تورم نقطهای خوراکیها به ۱۰۵.۵ درصد رسید.این اعداد به خودی خود نشان میدهند که با یک مسئله جدی و چند عاملی مواجهیم؛ مسئلهای که نمیتوان آن را با یک کلمه جنگ توجیه کرد.
6ـ از همین منظر، سخنان برخی مسئولان درباره اینکه «نه میتوانیم نفت بفروشیم و نه میتوانیم مالیات بگیریم» نیز نیازمند دقت و راستیآزمایی است. اگر واقعاً چنین وضعیتی وجود داشت، باید در آمارهای رسمی کشور انعکاس پیدا میکرد. اما بر اساس گزارشهای رسمی منتشر شده، وصول درآمدهای مالیاتی در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵ به حدود ۵۷۷ هزار میلیارد تومان رسیده که نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۴۶ درصد رشد داشته است.
همچنین سهم تحقق درآمدهای مالیاتی نسبت به بودجه سالانه در این مقطع حدود ۲۰.۵ درصد بوده؛ در حالی که این نسبت در مدت مشابه سال قبل حدود ۲۱.۸ درصد گزارش شده است. یعنی دستکم در حوزه مالیات، دادههای رسمی با این گزاره که «نمیتوانیم مالیات بگیریم» سازگار نیست.
در مورد نفت نیز درست است که محدودیتهایی در فروش در بازههایی بوجود آمده اما طبق گزارشهای رسمی، در ۴ ماهه ابتدایی امسال، ۹۹ درصد بودجه نفتی کشور محقق شده است. این بدان دلیل است که اگرچه در برهه محاصره برای فروش نفت محدودیت ایجاد کرده اما افزایش قیمت نفت و وجود نفتهای ایران در خارج از محدوده محاصره که بر روی آب ذخیره شده بود، موجب شده درآمدهای نفتی کشور متناسب با پیشبینی بودجه محقق شود.
مسئولین محترم! مردم حق دارند بدانند چه بخشی از مشکلات ناشی از جنگ است و چه بخشی حاصل تصمیمات نادرست داخلی؛ مردم حق دارند از مسئولان مطالبه کنند که اگر سیاست ارزی اشتباهی اجرا شده، اصلاح شود؛ اگر تصمیمی به افزایش نرخ ارز و تورم دامن زده، مسئول آن توضیح بدهد؛ اگر منابعی وجود دارد، به درستی مدیریت شود؛ و اگر راهحلی وجود دارد، به جای ایجاد یأس، برای اجرای آن اقدام شود.
کشورداری در شرایط جنگی، با اعلام ناتوانی دائمی ممکن نیست. در چنین شرایطی، مسئولان باید بیشتر کار کنند، دقیقتر سخن بگویند و کمتر مردم را بترسانند و خوراک رسانهای برای استفاده دشمن فراهم نکنند. همانگونه که نباید مشکلات اقتصادی را انکار کرد، نباید از عنوان جنگ نیز برای توجیه هر خطای اقتصادی استفاده کرد. مسئله را اگر درست نشناسیم، راهحل را هم درست پیدا نخواهیم کرد.
۷- امروز بیش از هر چیز به یک رویکرد مسئولانه نیاز داریم؛ نه انکار جنگ، نه انکار مشکلات اقتصادی؛ نه سیاهنمایی، نه امید واهی، بلکه بیان صادقانه واقعیت، پذیرش مسئولیت، اصلاح سیاستهای اشتباه و نشان دادن راه خروج؛ مردم ایران در سختترین شرایط نیز بیش از آنکه نیازمند شنیدن خبرهای ناامیدکننده باشند، نیازمند دیدن مسئولانی هستند که ایستادهاند، مسئله را فهمیدهاند و برای حل آن برنامه دارند.
در شرایط جنگ، عمل به تأکیدات رهبر معظم انقلاب در جهت حفظ وحدت و انسجام ملی و ارتقای روحیه ملی، خود یک سرمایه راهبردی است؛ این سرمایه را نباید با بیدقتی در سخن گفتن، بزرگنمایی مشکلات و القای ناتوانی از بین برد.
8ـ دشمن باید بداند که ایران با وجود همه مشکلات، کشوری ایستاده است؛ و مردم نیز باید بدانند که مشکلات اقتصادی، حتی اگر بزرگ باشند، لزوماً بیراهحل نیستند. امروز وظیفه همه کسانی که مسئولیتی در قبال افکار عمومی دارند این است که به جای ارسال پالس ضعف، پالس توانمندی، عقلانیت و ایستادگی ارسال کنند؛ و به جای اینکه به مردم بگویند «هیچ کاری نمیشود کرد»، بگویند: مشکل را میشناسیم، سهم خطاهای خود را میپذیریم و برای اصلاح آن اقدام میکنیم.
۹- در شرایطی که این روزها خبرهای خوبی از مجلس شورای اسلامی در موضوع بررسی طرح راهبردی مدیریت تنگه هرمز که مزین به نام شهید تنگسیری است به گوش میرسد، جریان غربگرا و نماینده سیاسی آمریکا در ایران نگران تصویر ایران در جهان شده و نسخه وادادگی در موضوع تنگه هرمز به عنوان دستاورد راهبردی جنگ تحمیلی سوم را تجویز میکند و مشخص نمیکند در شرایطی که دشمن متجاوز همه پلهای پشت سرش را خراب کرده و جنایتی نبوده که در حق این ملت روا نداشته باشد، چرا باید ملت ایران با رها کردن تنگه هرمز، زمینه تجاوزات بعدی به کشور را به دست خود رقم بزند؟! اگر این جریان نگران تصویرسازی رسانههای غربی و آمریکایی است، اتفاقاً باید از آنان پرسید که چرا باید ساخت تصویری را که رسانههای وابسته به طرف متجاوز تولید میکنند، معیار تصمیمات امنیتی و نظامی ایران قرار گیرد؟!
۱۰ ـ اظهار نظرها و انتشار بیانیههای جریان غربگرایی در واقع سند نگرانی اینان از قدرت ملت ایران و در شرایطی است که به باور و بیان جهانیان تا به حال دشمن آمریکایی صهیونی شکست سختی خورده و ملت قوی ایران در برابر دشمن متجاوز پیروز میدان است، اینها در اظهارات و مواضعشان نشان دادند که به جای ابراز نگرانی از تجاوز و جنایات آمریکا و رژیم صهیونسیتی، نگران از واکنش ایران هستند و امروز نیز اگر لب به سخن گشودند برای این است که از بسته شدن تنگه هرمز نگران و پریشان شدهاند؛ و الا تا امروز نگران ایران و یکپارچگی ایران در مقابل تجاوزات دشمن نبودند.
آنچه امروز ملت مبعوث ایران به خوبی به آن اشراف دارد این است که صلح شرافتمندانه با انکار متجاوز و انتشار بیانیه علیه مدافعان ایران به دست نمیآید و مطمئنأ مردم مبعوث و مقتدر، اجازه جولان مجدد به عناصر امید بسته به دشمن را در عرصه سیاسی اجتماعی ایران نخواهد داد و همانگونه که امام شهید اعلیالله مقامه الشریف وعده قطعی دادند به زودی شاهد پیروزی نهایی ملت قهرمان ایران بر دشمن آمریکایی صهیونی خواهیم بود.
وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِّنَ عِندِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ
جبهه پایداری انقلاب اسلامی
انتهای پیام/
۲۰۲۶-۰۸-۱۸ ۱۹:۰۱:۲۱ / اخبار سیاسی