به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری صابرین نیوز، جنگ ویرانگر رژیم صهیونیستی علیه نوار غزه با اعلام آغاز تهاجم زمینی این رژیم علیه شهر غزه و آنچه بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر آن را مرحله تعیینکننده جنگ توصیف میکند و سران نظامی این رژیم آن را عملیات اصلی ارتش اسرائیل در غزه مینامند، وارد فصل جدیدی شده است.
صهیونیستها هدف علنی خود در این مرحله را سیطره کامل بر شهر غزه، آزادی اسرای اسرائیلی و از بین بردن قابلیتهای نظامی و اداری باقیمانده حماس در غزه اعلام کردهاند، اما واقعیت آن است که اهداف اشغالگران فراتر از اینهاست و آنها بهدنبال منزوی کردن کامل شمال نوار غزه، غیر قابل سکونت کردن این منطقه و ایجاد شهرکهای صهیونیستنشین در آنجاست که منجر به آوارگی اجباری ساکنان شمال غزه و تخلیه کامل این منطقه میشود.
رژیم صهیونیستی با بسیج چندین لشکر نظامی برای این مرحله از جنگ، روی شدت قدرت آتش خود بهویژه بعد از ویرانی گسترده برجهای مسکونی در غزه حساب باز میکند تا منجر به آوارگی گسترده غیرنظامیان بهسمت جنوب شود و به این ترتیب، مقاومت از بخش قابلتوجهی از حمایت اجتماعی خود محروم گردد و نظامیان صهیونیست بهراحتی به تونلهای حماس دسترسی پیدا کنند.
۶ عاملی که مانع تحقق هدف صهیونیستها در اشغال غزه میشود
سؤال مهمی که در اینجا مطرح میشود، آن است که آیا ارتش اسرائیل قادر خواهد بود در آنچه قبلاً شکست خورده بود، این بار پیروز شود؛ بهویژه در تحقق هدف خود برای نابودی حماس و آزادی اسرای صهیونیستی از غزه بهعنوان مقدمهای برای آوارگی فلسطینیها، نابودی آرمان آنها و جلوگیری از امکان تأسیس کشور فلسطین.
نگاهی کلی به وضعیت کنونی، در وهله نخست نشان میدهد که ارتش رژیم صهیونیستی بهویژه نیروی زمینی این رژیم در مخمصهای به همان اندازه وخیم قرار دارد که در اولین حمله زمینی خود به نوار غزه در نوامبر 2023 با آن مواجه شد.
ـ با وجود اینکه ارتش و کابینه رژیم اشغالگر تلاش دارند واقعیتها را سانسور کنند و آمار واقعی از وضعیت نظامیان و تلفات آنها ارائه نمیدهند، اما محافل امنیتی اسرائیل بارها فاش کردهاند که روحیه نیروهای ارتش بعد از عملیاتهای مرگباری که مقاومت فلسطین علیه آنها انجام داده است، بهشدت تحت تأثیر قرار گرفته است و شکاف بزرگی را میان برنامههای خود روی کاغذ و آنچه در میدان نبرد اتفاق میافتد، احساس میکنند.
ـ بعد از اینکه نتانیاهو قصد خود را برای اشغال شهر غزه اعلام کرد، ارتش رژیم صهیونیستی این بار باید جنگ شهری عمیقتری را نسبت به دو سال گذشته آغاز کند؛ یعنی زمانی که نظامیان صهیونیست تنها توانستند به حومه شهر غزه برسند و برخی محلهها را محاصره کردند، اما هر بار که بهسمت قلب شهر پیشروی میکردند خیلی زود مجبور به عقبنشینی میشدند.
امروز هم نظامیان صهیونیست اگر به طرح کابینه این رژیم پایبند باشند، باید جنگ خیابانی و محله به محله را آغاز کنند تا به قلب شهر غزه برسند و در آنجا مستقر شوند، این یک مأموریت دلهرهآور و نگرانکننده برای نظامیانی است که نزدیک به دو سال در جنگ بودهاند و روحیه و انگیزهای برای ادامه آن ندارند؛ بهویژه با توجه به اینکه مقاومت بهسبک چریکی عمل میکند و رزمندگان فلسطینی، جغرافیای شهر غزه را بسیار بهتر از نظامیان صهیونیست میشناسند و از تونلها برای انجام عملیاتهای خود استفاده میکنند و سپس سریعاً ناپدید میشوند.
شاید ارتش و کابینه رژیم صهیونیستی قصد داشته باشند از تجربه حملات این رژیم به شهرهای کرانه باختری در غزه هم استفاده کنند، اما وضعیت غزه کاملاً متفاوت با کرانه باختری است؛ زیرا مقاومتی که در غزه وجود دارد بسیار آموزشدیدهتر و مسلحتر از مقاومت در کرانه باختری است و با وجود همه اتفاقاتی که طی دو سال گذشته رخ داده است، همچنان قادر به پایداری و مقابله است.
ـ ارتش رژیم صهیونیستی با این پیشفرض وارد جنگ زمینی جدید در شهر غزه میشود که فرماندهان آن میدانند تعداد زخمیها در صفوف نظامیان صهیونیست از ابتدای جنگ تاکنون، طبق آمار رسمی وزارت جنگ این رژیم به 20 هزار نفر رسیده است و این آمار شامل کشتهشدگانی که تعداد آنها مخفی میماند، نمیشود.
ـ در طول اولین تهاجم زمینی ارتش رژیم صهیونیستی به نوار غزه، این رژیم خودش را در سطح جهانی بهعنوان قربانی و طرفی که در حالت دفاع از خود قرار دارد و میخواهد به یک تجاوز پاسخ بدهد معرفی کرده بود و از حمایت گسترده بینالمللی استفاده میکرد و توانسته بود روایت فلسطینیها و جنایاتی را که این رژیم علیه آنها انجام میدهد، کمرنگ جلوه دهد،
اما امروز رژیم صهیونیستی در حالی وارد تهاجم زمینی به شهر غزه میشود که همه جهانیان، آن را یک جنایتکار نسلکش میدانند جایی که هر روز شاهد تظاهراتهای گسترده در بسیاری از پایتختهای جهان و عمدتاً در غرب که حامی بینالمللی اسرائیل است، هستیم که جنایات این رژیم را محکوم میکنند و خواستار نجات مردم فلسطین هستند.
به این ترتیب جهانیان در حال بازنگری در کل روایت اسرائیل هستند و تغییر قابلتوجهی در رویکرد افکار عمومی دنیا نسبت به این رژیم ایجاد شده است؛ جایی که دیگر در روایت دنیا اسرائیل قربانی نیست، بلکه متجاوزی است که ادعای قربانی بودن داشت.
ـ کابینه رژیم صهیونیستی که تصمیم به اشغال شهر غزه گرفته است، بهشدت از کمبود زمان، سردرگمی، آشفتگی و ترس رنج میبرد و نشانههای آن را میتوانیم در ناتوانی این کابینه برای تعیین جدول زمانی در جنگ ببینیم.
ـ رژیم صهیونیستی زمانی که اولین حمله خود را به نوار غزه در این جنگ آغاز کرد، از یک پیروزی سریع و قاطع حرف میزد و آن را نبردی سرنوشتساز میدانست و هر بار عملیاتهای خود را با نامها و نمادهای مملو از تصاویر، معانی ضمنی و استعارهها آغاز میکرد تا صهیونیستها و حامیانشان را علیه فلسطینیها بسیج کند، اما با وجود این، هیچ یک از طرحهای جنگی که نتانیاهو و متحدانش ترسیم کرده بودند، به اهداف موردنظرشان نرسید.
نتانیاهو در پی تکرار یک شکست دیگر در غزه
درست است که رژیم صهیونیستی غزه را کاملاً ویران کرده است و صدها هزار نفر از مردم این باریکه شهید، زخمی و مفقود شدهاند و کسانی هم که تاکنون توانستند زنده بمانند، میان فاجعهبارترین بحران قحطی و گرسنگی قرار دارند و همگی در آستانه آوارگی اجباری هستند، اما هیچ یک از اینها نمیتواند پیروزی راهبردی برای رژیم صهیونیستی محسوب شود و اولین پیامد آن برای اشغالگران، انزوای بینالمللی بیسابقهای است که این رژیم دچار آن شده است.
حتی خود نتانیاهو هم نتوانست انزوای بینالمللی اسرائیل را انکار کند و به تحرکات جهانی علیه این رژیم، از جمله لغو قراردادهای تسلیحاتی و تحریمهای چندجانبه همراه با خشم افکار عمومی دنیا بهویژه میان مردم آمریکا ضد اسرائیل اعتراف کرد.
البته نخست وزیر جنایتکار رژیم صهیونیستی سعی داشت این انزوای بینالمللی را در راستای منافع اسرائیلیها تفسیر کند و مدعی شد که این امر منجر به حرکت اسرائیل بهسمت خودکفایی میشود؛ اما این یک نتیجهگیری کاملاً نادرست است و واقعیت آن است که بدون حمایت غرب، حضور اسرائیل در جهان کمرنگ میشود و با گذشت زمان تبدیل به گذشته میگردد، همانند اتفاقاتی که برای همه اشغالگران و استعمارگران در طول تاریخ رخ داده است.
ارتش رژیم صهیونیستی در اولین تهاجم زمینی خود به نوار غزه در نوامبر ۲۰۲۳ از حمایت گسترده جبهه داخلی این رژیم برخوردار بود اما امروز اغلب صهیونیستها بهشدت مخالف این تهاجم و ادامه جنگ هستند. مخالفت داخلی فزاینده با اشغال شهر غزه و طولانی کردن جنگ تنها محدود به خانوادههای اسرای صهیونیستی یا خانوادههای نظامیان این رژیم نیست، بلکه روند روبهرشدی در افکار عمومی اسرائیل وجود دارد که توسط چهرههای برجسته این رژیم مانند ایهود باراک، نخست وزیر اسبق رژیم اشغالگر رهبری میشود که معتقد است ارتش اسرائیل در باتلاق غزه غرق خواهد شد و نتانیاهو برای منافع شخصی و سیاسی خود، اسرائیل و آینده آن را قربانی میکند.
در زمان حاضر همه آنچه نتانیاهو میگوید، صرفاً لفاظیهای تکراری است که به توهمات تاریخی صهیونیستها و روایتهای سرشار از افسانهها استناد میکنند. زمانی که یسرائیل کاتس، وزیر جنگ رژیم اشغالگر سخنرانیهای پرحرارتی انجام میدهد و میگوید؛ «تا زمانی که مأموریتمان تکمیل نشود تسلیم نخواهیم شد و عقبنشینی نمیکنیم»، یا زمانی که سخنگوی ارتش رژیم اشغالگر میگوید «ما به مرحله جدید و شدیدی از عملیات ارابههای گدعون وارد شدهایم»، در واقع اینها گفتمانهای تکراری هستند که همه، پیشتر، بارها شنیدهاند.
بله، کاملاً درست است که ارتش رژیم صهیونیستی در این مرحله حتی وحشیتر از قبل هم شده است، اما نباید فراموش کنیم که مقاومت نیز در تقابل با این رژیم باتجربهتر شده است؛ بهویژه ازآنجایی که نبرد جدید یک نبرد خیابانی خواهد بود و حتی بزرگترین ارتشهای منظم دنیا هم در نبرد خیابانی زمینگیر میشوند، این امر در غزه بهویژه ازآنجایی صدق میکند که همزمان با گسترش توحش و تجاوزات صهیونیستها علیه غیرنظامیان، حمایت مردمی از مقاومت نیز همچنان بیشتر میشود.
انتهای پیام/+